عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

675

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

گفت - چون نهاد و صورت شبلى به آتش دادم ، نوبت بدل رسيد ، از من دل خواست ، گفتم در بازم و باك ندارم ، بسرم ندا آمد كه اى شبلى دل را يله كن كه دل نه از آن تست ، و نه در تصرف تو ، دل در قبضهء ماست كه معدن ديدار ماست ، دل در يد ماست كه بستان نظر ماست ، دل در يمين ماست كه منزلگاه اطلاع ماست . اى شبلى اگر لا بد دل بخرج مىبايد كرد و مىبايد سوخت ، دريغ بود كه به اين آتش صورت بسوزى ، پس بارى به آتش عشق بسوز . دل را تو بنار عاشقى بريان كن * وانگاه نظر ز دل بسوى جان كن گر زانك به راه پيشت آيد معشوق * اين جمله بپيش پاى او قربان كن الجزء الثالث النوبة الاولى - قوله تعالى : تِلْكَ الرُّسُلُ - آنك پيغامبران و فرستادگان ، فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ فضل داديم و افزونى بعضى را ازيشان ور بعضى ، مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ هست ازيشان آن كس كه اللَّه با او سخن گفت وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ و بعضى را ازيشان برداشت زبر ديگران بدرجها ، وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ و داديم عيسى مريم را روشنيها و معجزهاى درست ، وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ و نيرو داديم وى را بجان پاك ، وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ و اگر خواستى خداى مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مختلف نگشتند مردمان در دين خويش پس پيغامبران خويش ، مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ پس آنك بايشان آمد نشانهاى روشن و معجزهاى درست ، وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا لكن مختلف شدند ، فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ ازيشان بود كه بر ايمان بپائيد وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ و بود كه كافر شد وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا و اگر خواستى اللَّه پراكنده و مختلف و بسته راه نگشتندى ، وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ 253 لكن اللَّه آن كند كه خود خواهد .